مرور دسته "ویژه نامه"
شهریور ۲۴, ۱۳۹۲ - ویژه نامه    ۲ دیدگاه

ده توصیه‌ آیت‌الله بهجت‌())() در باب زیارت امام رضا علیه السلام

13920615220425809_PhotoL

لازم نیست حوائج خود را در محضر امام بشمرید. حضرت می‌دانند، مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!

۱. زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا علیه‌السلام اذن دخول می‌طلبید و می‌گویید:
«أ أدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟»
زیارت امام رضا علیه‌السلام از زیارت امام حسین علیه‌السلام بالاتر است، چرا که بسیاری از مسلمانان به زیارت امام حسین علیه‌السلام می‌روند ولی فقط شیعیان اثنی عشری به زیارت حضرت امام رضا علیه‌السلام می‌آیند.
۲. به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه ؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت علیه‌السلام به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سید الشهداء علیه‌السلام گریه است ، اگر اشک آمد امام حسین علیه‌السلام اذن دخول داده‌اند و وارد شوید.

۳. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.

۴. بسیاری از حضرت رضا علیه‌السلام سؤال کردند و خواستند و جواب شنیدند، در نجف، در کربلا، در مشهد مقدس،- هم همین طور – کسی مادرش را به کول می‌گرفت و به حرم می‌برد. چیزهای عجیبی را می‌دید.
۵. ملتفت باشید! معتقد باشید! شفا دادن الی ماشاءالله به تحقق پیوسته. یکی از معاودین عراقی غده‌ای داشت و می‌بایستی مورد عمل جراحی قرار می‌گرفت. خطرناک بود، از آقا امام رضا(ع) خواست او را شفا بدهد، شب، حضرت معصومه علیهاالسلام را در خواب دید که به وی فرمود: «غده خوب می‌شود. احتیاج به عمل ندارد!» ارتباط خواهر و برادر را ببینید که از برادر خواسته، خواهر جوابش را داده است.

۶. همه زیارتنامه‌ ها مورد تأیید هستند. زیارت جامعه کبیره را بخوانید. زیارت امین الله مهم است. قلب شما این زیارات را بخواند. با زبان قلب خود بخوانید. لازم نیست حوائج خود را در محضر امام علیه‌السلام بشمرید. حضرت علیه‌السلام می‌دانند! مبالغه در دعاها نکنید! زیارت قلبی باشد. امام رضا علیه‌السلام به کسی فرمودند: «از بعضی گریه‌ها ناراحت هستم!»

۷. یکی از بزرگان می‌گوید، من به دو چیز امیدوارم؛ نخست آنکه قرآن را با کسالت نخوانده‌ام. بر خلاف بعضی که قرآن را آنچنان می‌خوانند که گویی شاهنامه می‌خوانند. قرآن کریم موجودی است شبیه عترت. دوم، در مجلس عزاداری حضرت سیدالشهداء گریه کرده‌ام.
حضرت آیت‌الله العظمی بروجردی رحمة‌الله علیه مبتلا به درد چشم شدند، فرمودند: «در روز عاشورا مقداری از گِلِ عزاداری امام حسین علیه‌السلام را بر چشمان خود مالیدم، دیگر در عمرم مبتلا به درد چشم نشدم و از عینک هم استفاده نکردم!»
پس از حادثه بمب گذاری در حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام حضرت به خواب کسی آمدند، سؤال شد.
«در آن زمان شما کجا بودید؟ فرمودند: کربلا بودم.»
این جمله دو معنی دارد:
معنی اول این که حضرت رضا علیه‌السلام آن روز به کربلا رفته بودند.
معنی دوم یعنی این حادثه در کربلا هم تکرار شده است. دشمنان به صحن امام حسین علیه‌السلام ریختند و ضریح را خراب کردند و در آنجا آتش روشن کردند!

۸. کسی وارد حرم حضرت رضا علیه‌السلام شد، متوجه شد سیدی نورانی در جلوی او مشغول خواندن زیارتنامه می‌باشد، نزدیک او شد و متوجه شد که ایشان اسامی معصومین – سلام الله علیهم – را یک یک با سلام ذکر می‌فرمایند. هنگامی که به نام مبارک امام زمان ـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ رسیدند سکوت کردند! آن کس متوجه شد که آن سید بزرگوار خود مولایمان امام زمان سلام الله علیه و ارواحنا له الفداء است.

۹. در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است. کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.
روز بعد آن کس در بیداری به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت است! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارت‌نامه می‌خواندند. همین زیارت‌نامه معمولی را می‌خواندند! پس از خواندن زیارت‌نامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع شد حال آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است.

۱۰. حرف آخر این که: عمل کنیم به هر آنچه که می‌دانیم. احتیاط کنیم در آنچه خوب نمی‌دانیم. با عصای احتیاط حرکت کنیم.

برگرفته از کتاب «برگی از دفتر آفتاب»

 

اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۲ - ویژه نامه    بدون دیدگاه

چرا مولودی بابرکت‌تر از حضرت جواد(ع) نیست؟

IMAGE635047382444562784

در محضر امام رضا(ع) بودیم که ابو جعفر (امام جواد) را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آرى، این همان مولودى است که در اسلام بابرکت‏تر از او زاده نشده است»

حضرت امام رضا علیه‌السلام در روایتی درباره امام محمد تقی جواد‌الائمه فرموده است: «این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است.»

برای تحلیل این موضوع، دیدگاه استاد مهدی پیشوایی در کتاب سیره پیشوایان را می‌خوانیم.

احادیث درباره پربرکت‌ترین مولود شیعه

در خانواده امام رضا – علیه‌السلام – و در محافل شیعه، از حضرت جواد – علیه‌السلام -، به عنوان مولودى پرخیر و برکت یاد مى‌‏شد. چنانکه «ابو یحیاى صنعانى» مى‏گوید: روزى در محضر امام رضا – علیه‌السلام -، فرزندش ابو جعفر را که خردسال بود، آوردند. امام فرمود: «این مولودى است که براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است»

گویا امام، به مناسبت‌هاى مختلف، از فرزند ارجمند خود با این عنوان یاد مى‏کرده و این موضوع در میان شیعیان و یاران امام رضا – علیه‌السلام – معروف بوده است، به گواه اینکه دو تن از شیعیان بنام «ابن اسباط» و «عبّاد بن اسماعیل» مى‏گویند: در محضر امام رضا – علیه‌السلام – بودیم که ابو جعفر را آوردند، عرض کردیم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ حضرت فرمود: «آرى، این همان مولودى است که در اسلام بابرکت‏تر از او زاده نشده است»

باز «ابو یحیاى صنعانى» مى‏‌گوید: در مکه به حضور امام رضا – علیه‌السلام – شرفیاب شدم، دیدم حضرت موز را پوست مى‏کند و به فرزندش ابو جعفر مى‏دهد. عرض کردم: این همان مولود پرخیر و برکت است؟ فرمود: «آرى، این مولودى است که در اسلام مانند او، و براى شیعیان ما، با برکت‏تر از او زاده نشده است»

تحلیل این روایات

شاید در بدو نظر تصور شود که مقصود از این حدیث این است که امام جواد از همه امامان قبلى براى شیعیان، با برکت‏تر بوده است، در حالى که چنین مطلبى قابل قبول نیست، بلکه بررسى موضوع و ملاحظه شواهد و قرائن، نشان مى‏دهد که ظاهراً مقصود از این حدیث این است که تولد حضرت جواد (ع) در شرائطى صورت گرفت که خیر و برکت خاصّى براى شیعیان به ارمغان آورد، بدین معنا که عصر امام رضا – علیه‌السلام – عصر ویژه‏اى بوده و حضرت در تعیین جانشین خود و معرفى امام بعدى، با مشکلاتى روبرو بوده که در عصر امامان قبلى، بى سابقه بوده است، زیرا از یک سو پس از شهادت امام کاظم – علیه‌السلام – گروهى که به «واقفیه» معروف شدند، براساس انگیزه‏هاى مادى، امامت حضرت رضا (ع) را انکار کردند و از سوى دیگر امام رضا (ع) تا حدود چهل و هفت سالگى داراى فرزند نشده بود و چون احادیث رسیده از پیامبر حاکى بود که امامان دوازده نفرند که نه نفر آنان از نسل امام حسین (ع) خواهند بود، فقدان فرزند براى امام رضا – علیه‌السلام -، هم امامت خود آن حضرت، و هم تداوم امامت را زیر سؤال مى‏برد و واقفیه این موضوع را دستاویز قرار داده امامت حضرت رضا – علیه‌السلام – را انکار مى‏کردند.

گواه این معنا، اعتراض «حسین بن قیاما واسطى» به امام هشتم در این مورد، و پاسخ آن حضرت است.

«ابن قیاما» که از سران «واقفیه» بوده است، طى نامه‏اى به امام رضا – علیه‌السلام – او را متهم به عقیمى کرد و نوشت: چگونه ممکن است امام باشى در صورتى که فرزندى ندارى؟!

امام در پاسخ نوشت: از کجا مى‏‌دانى که من داراى فرزندى نخواهم بود، سوگند به خدا بیش از چند روز نمى‏گذرد که خداوند پسرى به من عطا مى‏کند که حق را از باطل جدا مى‏کند.

این شگرد تبلیغى از طرف «حسین بن قیاما» (و دیگر پیروان واقفیه) منحصر به این مورد نبوده است، بلکه این معنا به مناسبتهاى مختلف و در موارد گوناگون تکرار مى‏شده و امام رضا – علیه‌السلام – همواره سخنان و دلائل آنان را رد مى‏کرده است، تا آنکه تولد حضرت جواد علیه‌السلام به این سمپاشی‌ها خاتمه داد و موضع امام و شیعیان که از این نظر در تنگنا قرار گرفته بودند، تقویت گردید و اعتبار و وجهه تشیّع بالا رفت.

اثبات فرزندی امام جواد (ع) به وسیله علم قیافه شناسی

وسوسه‏‌هاى واقفیه و دشمنان خاندان امامت در این مورد، به حدى بود که حتى پس از ولادت حضرت جواد (ع) که واقفیه را خلع سلاح کرد، گروهى از خویشان امام رضا – علیه‌السلام – طبعاً بر اساس حسد ورزی‌ها و تنگ نظری‌ها – گستاخى را به جایى رساندند که ادعا کردند که حضرت جواد، فرزند على بن موسى نیست!!

آنان در این تهمت ناجوانمردانه و دور از اسلام، براى مطرح کردن اندیشه‏هاى پنهانى خویش، جز شبهه عوام فریبانه عدم شباهت میان پدر و فرزند از نظر رنگ چهره! چیزى نیافتند و گندمگونى صورت حضرت جواد را بهانه قرار داده گفتند: در میان ما، امامى که گندمگون باشد وجود نداشته است! امام هشتم فرمود: او فرزند من است. آنان گفتند: پیامبر اسلام (ص) با قیافه‏شناسى داورى کرده است، باید بین ما و تو قیافه شناسان داورى کنند.

حضرت (ناگزیر) فرمود: شما در پى آنان بفرستید ولى من این کار را نمى‏کنم، اما به آنان نگویید براى چه دعوتشان کرده‏اید.

یک روز بر اساس قرار قبلى، عموها، برادران و خواهران حضرت رضا – علیه‌السلام – در باغى نشستند و آن حضرت، در حالى که جامه‏اى گشاده و پشمین بر تو و کلاهى بر سر و بیلى بر دوش داشت، در میان باغ به بیل زدن مشغول شد، گویى که باغبان است و ارتباطى با حاضران ندارد.

آنگاه حضرت جواد – علیه‌السلام – را حاضر کردند و از قیافه شناسان درخواست نمودند که پدر وى را از میان آن جمع شناسایى کنند.

آنان به اتفاق گفتند: پدر این کودک در این جمع حضور ندارد، اما این شخص، عموى پدرش، و این، عموى خود او، و این هم عمه اوست، اگر پدرش نیز در اینجا باشد باید آن شخص باشد که در میان باغ بیل بر دوش گذارده است، زیرا ساق پاهاى این دو، به یک گونه است! در این هنگام امام رضا – علیه‌السلام – به آنان پیوست. قیافه شناسان به اتفاق گفتند: پدر او، این است!

در این هنگام على بن جعفر، عموى حضرت رضا (ع) از جا برخاست و بوسه بر لبهاى حضرت جواد (ع) زد و عرض کرد: گواهى مى‌‏دهم که تو در پیشگاه خدا امام من هستى. بدین ترتیب بکبار دیگر توطئه و دسیسه مخالفان امامت براى خاموش ساختن نور خدا، با شکست روبرو شد و خداوند آنان را رسوا ساخت.

منبع: فارس

اردیبهشت ۲۷, ۱۳۹۲ - ویژه نامه    بدون دیدگاه

امین ملت؛رجل مذهبی تمام عیار+عکس

وقایع سی‌وچند ساله‌ی انقلاب را که مرور می‌کنی، می‌بینی هیچ تابستانی به تلخی تابستان سال ۶۰ نیست؛ تابستانی پُر از وقایع تلخ و ناگوار و بحران‌ساز برای انقلابی نوپا. در آخرین روز بهار این سال، اولین رئیس‌جمهور، ابوالحسن بنی‌صدر استیضاح و برکنار می‌شود. بعد از آن آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای ترور می‌شود، در مسجد ابوذر تهران. یک روز بعد از آن، در انفجار دفتر حزب جمهوری، سیدمحمد بهشتی ـ مردی که امام امت به تنهایی یک امتّش خوانده بود ـ و جمعی از وزرا و نمایندگان مجلس شهید می‌شوند. بعدتر از آن، بمبی در دفتر نخست‌وزیری، رئیس‌جمهور محمدعلی رجایی و یار دیرینش محمدجواد باهنر را از انقلاب می‌گیرد و انقلاب اسلامی بیش ‌از هر زمانی خود را داغدار عزیزان ازدست‌رفته‌اش می‌بیند. در کنار همه‌ی این وقایع تلخ تابستان ۱۳۶۰، وضعیت جبهه‌ها ـ که کمبود نیرو و تجهیزات دارند و دشمن هم در حال پیشروی‌ست ـ و ادامه‌‌ی جنگ‌های خیابانی گروه‌های ضدانقلاب در گوشه و کنار، وضعیت کشور را بحرانی‌تر از همیشه کرده است. پاییز از راه می‌رسد و چشم همه‌ی ملت به سومین انتخابات ریاست جمهوری‌ست. همه منتظرند مردی از راه برسد…

در بین نامزدهایی که برای شرکت در انتخابات ثبت‌نام کرده‌اند نام «سید علی خامنه‌ای» نیز به چشم می‌خورد…
1

روزنامه جمهوری اسلامی ۲۴ شهریور ۱۳۶۰

مردی که در این سال‌ها امام جمعه‌ی تهران، نماینده‌ی مردم تهران در مجلس، و نماینده‌ی امام در شواری عالی دفاع است؛ مجاهد خستگی‌ناپذیری که در تابستان تلخ سال ۶۰، به‌طور معجزه‌آسایی از سوء‌قصدِ منافقین جان سالم به در برده و حالا برای انقلاب حکم «شهید زنده» را پیدا کرده‌ است.

2

ادامه را بخوانید…

Pages12345«